سونوی چهارم بارداری ...
سلام وروجک دوست داشتنی من مامانی هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشم و هر لحظه برای دیدنت مشتاقتر ... اما خیلی خوب میدونم که وقتی به دنیا بیای دلم به اندازه یه دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا برای این روزها و شبها ، تکون خوردنها و لگد زدنهات ، آزمایش دادنها و سونو و دکتر رفتن ها ، برای تمام دردهای کم و زیاد و نفس نفس زدنها و سوزش معده و حتی حالت تهوع های صبحگاهی اون اوایل ، برای همه و همه تنگ میشه مامانی قشنگه ، چهارشنبه 1393/03/22 ساعت 5.5 عصر نوبت سونو داشتم ... برای چهارمین بار تو این مدت اومدیم دیدنت ، شازده پسر ... بازم من رو ...


